انصاف چون نيافت گروه از دگر گروه * من بنده را گزيد نظرشان بداورى
محضر نوشته شد چه به من داعى آمدست * استفتا از دور ز سرنيك محضرى ( ؟ ) [ 1 ]
در كان طبع آن چو بگشتم كران كران * در قعر بحر اين چو نمودم شناورى
شعر يكى بر آمد چون در شاهوار * نظم دگر بر آمد چون زر جعفرى
شعر ظهير اگر چه سر آمد ز جنس نظم * با طرز انورى نزند لاف همسرى
بر اوج مشترى نرسد تير نظم او * خاصه گه ثناگرى و مدح گسترى
طبع رطب اگر چه لذيذ است و خوش مذاق * كى به بود بخاصيت از قند عسكرى
بيدار چه پاك و سبز و لطيف است و آبدار * چون در چمن بجلوه كند بيد عرعرى
هر چند لاله صحن چمن را دهد فروغ * پهلو كجا زند ببهى با گل طرى
اين است اعتقاد رهى در دو عذر گوى ( ؟ ) [ 2 ] * گر تو مقلد سخن مجد همگرى
زاد اين نتيجه نيم شب از آخر رجب * در خا و عين و دال ز هجر پيمبرى
هامش
[ 1 ] - ف فقط
[ 2 ] - در تاريخ حبيب السير كه اين قطعه شعر در آن نقل شده چنين آمده است : خوش قبول كن . ( حبيب السير جلد سوم جزو اول ص 68 و ص 15 رجال حبيب السير گرد آوردهء نگارنده ) .