بعلامت غيار از اهل اسلام ممتاز كرد . لاجرم حق تعالى بمكافات او را از جميع پادشاهان اين دودمان ممتاز گردانيد و دولت و سلطنت بتخمه او رسانيد و در شب چهارشنبه هشتم ذى القعدهء سنه اربع و سبعمائة شاهزادهء جهان ، وارث ملك و دولت چنگزخان ، علاء الدنيا والدين ابو سعيد بهادرخان خلد الله ملكه را به دو ارزانى داشت و جهان بمقدم شريف او مشرف كرد و در سنه خمس و سبعمائة ، سيد تاج الدين گورسرخى كه در اول نايب امير هورقداق بود و بنيابت امير سونج اتابك الجايتو سلطان رسيده با وزرا مخالفت كرد .
در عشرين شوال به حكم يرليغ او را بكشتند .
هم درين سال ، شهزادگان اولوس جغتاى و امراى مصر و شام جمعى ايل شدند و در ذى الحجه سنه ست و سبعمائة ، سلطان عزيمت جنگ گيلان كرد و مسخر گردانيد و خطبه و سكه آنجا بنام مباركش مشرف شد و امراى گيلانات را [ 1 ] بجان امان داد و خراج ابريشم بر ايشان مقرر كرد . اما امير قتلغ شاه كه امير الوس بود [ با چند امير ديگر [ 2 ] ] در آن جنگ كشته شد . بعد از اين امير يساول را بامارت خراسان فرستاد .
چون الجايتو سلطان بعمارت مايل بود ، اركان دولت در آن سعى نمودند و باندك زمان ، شهرى چون سلطانيه ، بعراق عجم كه نسخه [ 3 ] فردوس اعلى است بساختند [ 4 ] و در كردستان در پاى كوه بيستون ، سلطانآباد چمچمال بنا فرمود و در موغان ، در كنار دريا ، شهر الجايتو سلطان [ 5 ] آباد بر آوردند .
در جمادى الاول سنهء ثمان و سبعمائة ، ايلدورمش خاتون زن الجايتو سلطان در گذشت . هم درين سال شمس الدين آقسنقر صاحب حماه [ 6 ] و جمال الدين افرم [ 7 ]
هامش
[ 1 ] - م ، ر ، ف : گيلان .
[ 2 ] - ب ندارد .
[ 3 ] - ر ، ف : نسخ .
[ 4 ] - محل اين شهر در جائى بود كه مغول بدان قنقور الانك مىگفتند و الانك مرتع و چمن را گويند .
غازان بساختن شروع كرد و الجايتو آن را بنام سلطانيه در 704 از سر گرفت و تا 713 با كمال رساند . براى شرح عظمت آن و كيفيت ابنيهاى كه بزرگان دولت درين شهر ايجاد نمودند رجوع شود بنفايس الفنون و روضة الصفا و حبيب السير و ذيل جامع التواريخ از حافظ ابرو و غيره .
[ 5 ] - ر ، م : اولجايتوآباد - ق : شاه اولجايتو آباد .
[ 6 ] - صحيح قراسنقر صاحب دمشق است ( رك روضة الصفاء و تاريخ مغول مرحوم اقبال ص 320 و سفرنامه ابن بطوطه ) .
[ 7 ] - آغوش افرم .