كن و مرا آن زمان كه جنازهام بر دستان نزديكانم حمل مىشود ، بيامرز و در آن خانه تاريك ، تنهايى و بىكسى و غربت مرا رحم آور . » « 1 »
اين آتشين آههاى آشفته و اين داغ ژرف و سوزاننده دلها چيست ؟ آيا درنگ و انديشه است يا بيم از عذاب و كيفر ؟ آيا امام ( ع ) آنچه را نديدهايم ، مشاهده كرده يا آنكه اين نيايش ، گوشهاى از عبادت برگزيدگان و صالحان است و درس و پندى براى مردم ؟
آرى اين عبادت خداشناسان واقعى است كه فقط روى به او دارند و دل از غير او بريدهاند . در عين حال درس است اما نه از نوع لفاظىهاى معمول و شطحيات « 2 » موهوم كه به كار زندگى نمىآيند ، و اندرز است اما نه از آن دسته اندرزهايى كه از فراز منابر مساجد و بلندگوهاى راديو ( و تلويزيون ) القا مىشود و از لقلقه زبان و گلو فراتر نمىرود ، خير ، درسى عملى است كه انسان اين آفريده شرور را از اهريمنى مجرم به فرشتهاى پاك متحول مىكند . آيا اگر چنين احساسى نبود ، دنيا سود و سودايى داشت ؟ و آيا اين همه كارگاه و كارخانه بدون وجود چنين احساس پاكى ، ذرهاى ارزش داشت ؟ درنتيجه ، ما هم مانند امام ( ع ) ديديم و مشاهده كرديم كه انسان آنگاه كه به اين وضع دچار شد ، دستش از همهجا به جز رحمت خدا كوتاه خواهد شد . اما راه بهرهمندى از اين رحمت را امام اينطور بيان فرموده است :
هامش
( 1 ) - امالى شيخ صدوق : 289 ، روضه الواعظين : 1 / 238 ، مصباح المتهجد : 410 ، اقبال الاعمال : 72 ، حليه الابرار : 2 / 25 .
( 2 ) - شطحيات عباراتى است كه صوفيان در حال وجد و غلبه شهود بر زبان آورند و در ديدگاه بسيارى از علما داراى مضامين كفرآميز است مانند انا الحق و . . . م .