ساعتى كه در پيشگاه خداى خود قرار گيرد و يا به بهشت يا به جهنم رود . « 1 »
اين سه ساعت بدون ترديد خواهند رسيد و چيزى سختتر از اينها نخواهد بود . غزالى مىگويد : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) را مرگ فرا رسيد ، اندوهش فزونى يافت و ناليدن گرفت . نگرانيش پيوسته گشت و از جدايى ناله سر داد .
رنگش دگرگون شد و بر پيشانيش عرق نشست و راست و چپش در انقباض و انبساط آشفته شد ، تا آنجا كه حاضران بر مرگ وى گريستند و چه بسا كسانى كه با ديدن شدت حال پيامبر ( ص ) زار زار به شيون افتاد . « 2 »
يكى از عارفان مىگويد : آرامش بخشى به فرد در حال مرگ از ظريفترين چيزهاست ، چراكه فرد در حال احتضار هوشيارى غير قابل وصفى مىيابد و نگرانى بىپايانى به وى دست مىدهد و بر روزگار سپرى شده حسرت مىخورد و آرزو مىكرد كه اى كاش واگذاشته مىشد و جبران گذشته از دست رفته مىكرد و به اندازه يقينى كه به مرگ پيدا كرده ، در توبه خود راستى پيش مىآورد . حتى نزديك است كه جان را از شدت تاسف خوردن ، قبل از مرگ بكشد . اگر اندكى و ذرهاى از اين احوال در زمان تندرستى در هرفردى يافت مىشد هرآينه هدف از عمل به تقوى حاصل مىشد .
اما در وصف ساعت دوم اين حديث آمده است : « مردم پا و تن برهنه برانگيخته مىشوند در حالى كه عرق آنان را فرا گرفته و تا لاله گوششان رسيده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - الخصال : 119 ح 108 .
( 2 ) - إحياء علوم الدين : 4 / 281 .
( 3 ) - المستدرك : 2 / 515 ، مجمع الزوائد : 1 / 333 ، المجموع : 5 / 333 ، مسند احمد : 1 / 233 .