پس از پيامبر ( ص ) آن است كه اصحاب جمل و صفين در كشتن عثمان تلاش بسيار نمودند يا حداقل به يارى وى نشتافتند اما سپس خونش را به گردن امام ( ع ) انداختند . در حالى كه نيك مىدانستند كه امام مانند خورشيدى كه از ناپاكى بدور است ، در قتل عثمان بيگناه بود . آنان با بزه و جنايت خود به جنگ امام ( ع ) آمدند . خوارج نيز كه بر حكميت پافشارى مىكردند ، پس از آن به دليل ( نتيجهاش ) بر امام خروج كردند .
جنگهاى امام ( ع ) در ظاهر مانند جنگهاى پيامبر ( ص ) عليه شرك و مشركان نبود ، بلكه نبردهايى بود در برابر دزدان و راهزنان مانند اصحاب جمل و صفين ، يا عليه نادانانى كه كشتن خوك را حرام مىدارند اما كشتن بندگان پرهيزكار و نيكوكار و دريدن شكم زنان باردار را روا مىشمارند . و مگر دزدان جز نيرنگ و دورويى و متهمكردن بيگناهان اندوخته ديگرى دارند ؟ و نادانان جز گزافه و دوگانهگويى دليل و حجتى دارند ؟
در اسطورهها آمده است كه موسى بن عمران ابليس را گفت : چه مىانديشى اگر از خدا بخواهم كه از تو خوشنود گردد و استغفار و توبه پيش آرى ؟
ابليس گفت : من تو را واسطه او قرار دهم تا از من خوشنود شود ؟ اوست كه بايد تو را نزد من واسطه قرار داده تا از وى خوشنود گردم .
موسى گفت : اين سخن از چه روست ؟
ابليس گفت : به من فرمان داد كه بر آدم سجده كنم . به او گفتم : من به جز تو كسى را سجده نخواهم كرد . در سخنم چيست كه بر آن عقوبت روا باشد ؟
و اين درست منطق پيروان ابليس است كه بر امام - كه برترين درودها نثار او باد - خروج نمودند .
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٣٤٦