اى ابا ذر چه بسا روزهاى آينده كه تمام نشد و چه بسا منتظر فردائى كه به آن نرسيد .
اى ابا ذر اگر نگاه كنى بمرگ و جايگاهش مسلم آرزو و غرور را دشمن دارى .
اى ابا ذر طورى باش كه گويا تو در دنيا غريبى يا مانند رهگذرى و خويش را در شمار مردگان بشمار .
اى ابا ذر بامداد كه شد وعدهى شام را به خود مده هر گاه شام كردى سخن فردا را مگو از دوران سلامتى خود بفكر دوران بيمارى باش و بگير از زندگى براى مردنت زيرا كه تو نميدانى فردا نامت چيست ؟
اى ابا ذر گناه ترا به زانو در نياورد كه لغزش جبران نميشود و قدرت برگشتن ندارى و وارثت براى مالى كه گذاشتى ترا ستايش نكند و فريب ندهد ترا كسى كه از او جلو افتادى « 1 » .
اى ابا ذر بر عمرت از درهم و دينارت حريصتر باش .
اى ابا ذر آيا كسى انتظار دارد جز ثروتى كه ستمكننده است ، تهيدستيى فراموشكننده ، بيماريى تباهكننده ، پيريى كه برنده عقل است ، مرگى آماده يا دجال كه بدترين پنهانيست كه انتظارى كشيده مىشود ، ساعتى آينده و سخت دردناك و تلخ است .
اى ابا ذر بدترين مردم روز قيامت در پيشگاه خدا دانشمنديست كه از دانشش بهرهاى برده نشده و هر كس در جستجوى دانشى باشد كه چهرهى مردم را بسوى خود برگرداند بوى بهشت را نمىچشد .
اى ابا ذر هر كس در طلب دانشى باشد كه مردم را به آن فريب دهد بوى بهشت را نمىچشد .
اى ابا ذر هر گاه از چيزى كه نميدانى بپرسند بگو نمىدانم كه از گناهش نجات پيدا مىكنى و به آنچه را كه نميدانى فتوى مده كه از عذاب خدا روز قيامت نجات پيدا كنى .
هامش
( 1 ) يعنى مواظب خودت باش كه مرگ ناگهان هنگامى كه سرگرم دنيائى ترا در نيابد كه جاى برگشتنى نيست .