( 1 ) 1 - از « عمرو بن طلحه » روايت شده است : امام صادق عليه السّلام ، در حالى كه در حيره بود ، به من گفت : آيا آنچه را به تو وعده دادهام نمىخواهى ؟ گفتم : آرى - يعنى رفتن به سوى قبر امير المؤمنين عليه السّلام - پس از آن حضرت سوار شد و اسماعيل نيز سوار گشت ، من همراه آنان سوار شدم تا اينكه از « ثويه » گذشت و ميان حيره و نجف در كنار آتشدانهاى سفيدى ، فرود آمد ، اسماعيل نيز فرود آمد و من هم همراه آنان پياده شدم ، پس نماز خواند و اسماعيل نيز نماز خواند و من هم نماز خواندم ، به اسماعيل فرمود : « برخيز و بر جدت حسين عليه السّلام سلام كن » گفتم :
فدايت شوم ! آيا حسين در كربلا نيست ؟ فرمود : « آرى ، ولى هنگامى كه سر آن حضرت برداشته شد ، يكى از غلامان ما آن را دزديد و در كنار امير المؤمنين عليه السّلام به خاك سپرد « 1 » » .
( 2 ) 2 - « ابان بن تغلب » روايت كرده : همراه امام صادق عليه السّلام بودم كه از كنار كوفه گذشت و دو ركعت نماز خواند ، سپس اندكى جلوتر رفت و دو ركعت به جاى آورد ، پس از اندكى راه پيمود و فرود آمد و دو ركعت نماز گزارد ، پس گفت : « اين ، جاى قبر امير المؤمنين عليه السّلام است » . گفتم : آن دو جايى كه در آنها نماز خواندى ، كجا بود ؟ فرمود : « جاى سر حضرت حسين و جاى منزل حضرت قائم است » « 2 » .
( 3 ) 3 - « على بن اسباط » به سندش ، روايت كرده : امام صادق عليه السّلام فرمود :
« هرگاه به غرى به روى ، دو قبر را مىبينى ، قبرى بزرگ و قبرى كوچك ، آن قبر بزرگ ، قبر امير المؤمنين عليه السّلام و آن كوچك ، سر حضرت حسين عليه السّلام مىباشد » « 3 » .
هامش
( 1 ) وسائل الشيعة 1 / 310 .
( 2 ) فروع كافى 4 / 572 .
( 3 ) وسائل الشيعة 10 / 311 .