ميسره را به حضرت حسين عليه السّلام واگذار كرد « 1 » در حالى كه لشكريان آن حضرت بهترين سلاحها را به همراه داشتند . مورخان مىگويند : حضرت حسين عليه السّلام بر اسب جدّش صلّى اللّه عليه و آله كه « مرتجز » نام داشت ، سوار شده بود « 2 » .
( 1 )
رو به رو شدن دو سپاه
نيروهاى امام از « ذى قار » حركت كردند ، در حالى كه به حقانيّت كار خود يقين داشتند و نه ترديدى بر آنها دست مىيافت و نه از اينكه آنان بر مسير هدايت و حق حركت مىكردند ، در شك بودند .
آنان به محلى به نام « زاويه » در نزديكى بصره رسيدند و امام در آن محل اقامت نمود و به نماز ايستاد و پس از فراغت از نماز به گريه افتاده اشكهايش بر چهرهء پاكش جريان يافت و به سوى خدا تضرّع نمود كه خون مسلمين را نگهدارد و او را از مصيبتهاى جنگ ، دور سازد و وحدت كلمهء مسلمين را در مسير هدايت و حق ، فراهم سازد .
( 2 )
فرستادگان صلح
امام عليه السّلام فرستادگان صلح را براى ملاقات با عايشه اعزام نمود كه عبارت بودند از « زيد بن صوحان و عبيد اللّه بن عباس » و هنگامى كه نزد وى حاضر شدند ، به وى يادآورى كردند كه خداوند به وى امر فرموده است در خانهاش
هامش
( 1 ) شمس الدين ابو البركات ، جواهر المطالب در مناقب امام على بن ابى طالب عليه السّلام 2 / 12 - 13 .
( 2 ) محمد بن زكريا بن دينار ، واقعهء جمل ، ص 35 .