و در نماز خود آيهء
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ . . .
« 1 » را خواند .
( 1 ) اين صحنههاى مضحك ، سبب شد تا مردم ، آنان را به تمسخر گرفته از آنان انتقاد كردند . در اين مورد ، شاعر مىگويد :
تبارى الغلامان اذ صليّا * و شحّ على الملك شيخاهما
و مالى و طلحة و ابن الزبير * و هذا بذى الجذع مولاهما
فامهما اليوم غرّتهما * و يعلى بن منية و لا هما « 2 »
« آن دو جوان در نماز به مسابقه اقدام كردند و دو پيرمرد آنان ، بر سر حكومت نزاع داشتند » .
« مرا با طلحه و ابن زبير چه باشد كه اين يك در ذى الجذع سرور آنهاست » .
« امروز ، مادرشان آنان را فريب داده و يعلى بن منيه ، آنان را ولايت بخشيده است » .
( 2 ) اين حركت ، نشانگر آن است كه آن گروه تا چه حدّ بر سر حكومت و قدرت ، خود را فنا مىساختند در حالى كه هنوز در آغاز راه بودند و اگر موفق مىشدند كه حكومت امام را سرنگون كنند ، آن وقت جبههء جنگ را به روى هم مىگشودند تا زمام امور را به دست گيرند .
( 3 )
فرستادگان امام عليه السّلام به كوفه
امام ، فرستادگان خود را به سوى مردم كوفه اعزام نمود و از آنها يارى
هامش
( 1 ) معارج / 1 .
( 2 ) الاغانى 12 / 337 .