خويش بسازد . بنابراين ، نامهاى به « زبير » نوشت كه در آن آمده بود : « به بندهء خدا زبير ، امير مؤمنان ! از معاويه فرزند ابو سفيان . سلام بر تو ! اما بعد ، همانا من براى تو از اهل شام بيعت گرفتم و آنها پذيرفتند و منظم شدند همچنانكه ابر مرتب مىشود ، پس كوفه و بصره را داشته باش تا مبادا فرزند ابو طالب پيش از تو بر آنها دست يابد ؛ زيرا پس از اين دو منطقه ، چيزى نباشد و من براى طلحه فرزند عبيد اللّه ، بعد از تو ، بيعت گرفتم ، پس خونخواهى عثمان را اعلام كنيد و مردم را به آن فرا خوانيد و بايد كه سعى و كوشش فراوان نماييد .
خداوند شما را پيروز گرداند و هر كس را كه با شما مخالفت كند ، واگذارد ! ! . . . » .
( 1 ) هنگامى كه اين نامه به « زبير » رسيد ، شادمان گشت و به سوى طلحه شتافت و او را با خبر ساخت آنها در صداقت نيّت معاويه و اخلاص وى نسبت به آنها ترديد ننمودند و به اعلام شورش بر ضد امام همّت گماشتند و خونخواهى عثمان را شعار خود قرار دادند . « 1 »
( 2 )
كنفرانس مكّه
توطئهگران به سوى مكّه شتافته ، آن را لانهاى براى دسيسههاى خرابكارانهء خود با هدف سرنگونى حكومت امام ، قرار دادند و در آن شهر مقدّس ، بسيارى از فرزندان قبايل قريشى را با خود همداستان ديدند ؛ زيرا آنان در اعماق جان خويش نسبت به امام ، كينه و دشمنى داشتند ؛ چون امام ، در راه اسلام ، بسيارى از خويشاوندانشان را به هلاكت رسانده بود .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغة 1 / 231 .