برابر حكومت امام را اعلام نمودند .
( 1 ) اما « عايشه » ، او مىخواست كه خلافت را به خاندان خود بازگرداند و او نخستين كسى بود كه آتش قيام بر ضد عثمان را شعلهور ساخت و احساسات مردم را بر ضد وى بر مىانگيخت مىگفت : « بكشيد نعثل « 1 » را كه او كافر شده است » .
( 2 ) وى كوشيد تا « طلحه » را براى خلافت نامزد نمايد و در هر مناسبتى از او به بزرگى ياد مىكرد ، اما سرانجام به احساسات خاص خود كه سرشار از مهر و محبت نسبت به خواهرزادهاش ، « عبد اللّه بن زبير » بود ، پاسخ مثبت داد و او را براى اقامهء نماز ، نامزد نمود و او را بر طلحه مقدم داشت .
( 3 ) اما در مورد بنى اميّه ، آنها از امام خواسته بودند اموالى را كه در زمان عثمان به دست آورده بودند ، به آنها واگذار نمايد ، ولى امام نپذيرفت آنچه را كه آنان از مال امّت ، اختلاس كرده بودند ، به آنها واگذار كند و لذا دشمنى نسبت به آن حضرت را آشكار ساخته و دست به كار ايجاد فتنه و اختلاف شدند .
( 4 ) به هر حال ، ناكثين ، هدفى اصلاحى و يا دعوتى به سوى حق نداشتند و انگيزههاى آنان منيّت ، طمعورزى و كينهتوزى نسبت به امام بوده است كه آن حضرت خود ، نفس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و باب مدينهء علم ايشان بود .
( 5 )
معاويه و فريب دادن زبير
« معاويه » از اهداف زبير و طلحه اطمينان حاصل كرد ، لذا به نوبهء خود به فريب و تحريك آنان پرداخت تا از آنها نردبانى براى رسيدن به اهداف و مقاصد
هامش
( 1 ) « نعثل » : پيرمرد احمق .