و وحشت و هراس در دل مردم افكندند ، براى حفظ نظم عمومى و محافظت سلامت شهروندان ، به جنگ با آنان شتافت . از اين سياست ، موارد زير متفرع مىشوند :
( 1 )
1 - آزادى بيان
از نشانههاى آزادى گستردهاى كه امام به مردم بخشيد ، « آزادى بيان » بود ، اگر چه مخالف منافع دولت باشد مگر اينكه فسادى در پى داشته باشد كه مستحق مجازات خواهد بود . مورخان روايت كردهاند كه « ابو خليفهء طائى » هنگامى كه از نهروان برگشت ، با جمعى از برادرانش روبهرو شد . « ابو العيزار طائى » در ميان آنان بود و او از خوارج بوده ، پس به « عدى بن حاتم » گفت : اى ابو طريف ! آيا غنيمت برده و سالم هستى يا ظالم و گناهكار ؟
عدى بن حاتم : بلكه غنيمت برده و سلامت هستم .
ابو خليفهء طائى : اين قضاوت بر عهدهء تو است .
( 2 ) « اسود بن زيد و اسود بن قيس » ، از او هراسناك شده ، او را دستگير كرده و تحت الحفظ نزد امام آوردند و سخن شرورانه مبنى بر تمرّد او را به عرض حضرت رساندند ، پس آن حضرت عليه السّلام به آنها فرمود : چه كنم ؟
- او را بكش .
- « آيا كسى را بكشم كه بر عليه من قيام نكرده است ؟ » .
- او را زندانى كنيد .
- « جرمى مرتكب نشده ، رهايش كنيد » .
چنين آزادى در هيچ يك از مذاهب اجتماعى به شهروندان داده نشده است .