حضرت به آنان پاسخ داد :
« آيا از من مىخواهيد كه پيروزى را از ستم بر زير دستانم بجويم ، به خدا قسم ! مادام كه شبزندهداران به يكديگر قصهء شب گويند و ستارگان در آسمان بدرخشند ، چنين نكنم ، اگر مال از آن من بود ، ميان آنان به مساوات عمل مىكردم ، پس چگونه باشد در حالى كه اين مال ، از آن خداست ! همانا بخشيدن مال به ناحق ، تبذير و اسراف است كه صاحبش را در دنيا بلند مرتبه مىسازد و در آخرت فرو مىاندازد و نزد مردم ، گراميش مىسازد و نزد خداوند ، خوارش مىگرداند . . . « 1 » » .
( 1 ) هدف امام ، در سياست ماليش ، ايجاد جامعهاى بود كه سرمايهدارى در آن طغيان نكند و بحرانهاى اقتصادى در آن پيش نيايد و جامعه با هيچ محروميت يا سختى در امرار و معاش ، مواجه نشود .
اين سياست درخشان ، ريشه گرفته از حقيقت و هدايت اسلام ، به گردآورى نيروهاى ستمكار بر ضد اسلام انجاميد تا به گسترش هرج و مرج و اضطراب در شهرها بكوشند و از اين طريق ، سعى كنند تا حكومت امام را سرنگون نمايند . . .
( 2 ) « مدائنى » معتقد است كه از مهمترين علل سستى عربها در همراهى با امام ، اين بود كه آن حضرت از اصل مساوات پيروى مىكرد و در سهميههاى بخشش ، هيچ شريفى را بر وضيع و هيچ عربى را بر غير عرب برترى نمىداد . « 2 »
بينى آن طاغوتها از سياست امام ورم كرده بود ، سياستى كه موانع را درهم
هامش
( 1 ) محمد عبده ، شرح نهج البلاغه 4 / 76 .
( 2 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 1 / 180 .