پاسخ دادن به درخواستش به فرماندهى « يزيد قسرى » شتافتند اما معاويه به او دستور داد تا در « ذى خشب » اقامت نمايند و از آنجا نگذرند . او نيز سپاه را در آن قسمت متوقف ساخت تا اينكه عثمان به قتل رسيد .
( 1 ) عثمان ، نامههاى ديگرى به مردم شهرها و به كسانى كه براى موسم حج به مكه آمده بودند ، نوشت و از آنها خواست تا به ياريش بشتابند اما آنان فراخوانيش را نپذيرفتند ، زيرا از اعمالى كه عثمان مرتكب شده بود ، با خبر بودند .
( 2 )
محاصرهء عثمان
انقلابيون ، عثمان را محاصره كردند در حالى كه هيأت مصرى پس از كشف توطئهء خطرناكى كه بر ضد آنها ترتيب يافته بود ، نزد آنان بازگشته بود . آنان عثمان را محاصره كرده و براى سقوط وى شعار مىدادند و از او مىخواستند كه از مقام خود استعفا دهد در حالى كه مروان بن حكم ، آتش انقلاب را در دلهايشان شعلهور ساخته بود ، زيرا از بالاى خانه خطاب به آنان گفته بود : « چه مىخواهيد ؟ گويى براى غارت كردن آمده باشيد ، اين چهرهها دگرگون شود ، مىخواهيد ملك ما را از دستمان خارج كنيد ، از نزد ما خارج شويد . . . » .
صبر انقلابيون به سر آمده و بر كشتن وى مصمّم شده و بر آن بودند كه بدنش را قطعهقطعه كنند و او را نابود سازند .
( 3 ) سخنان مروان به اطلاع امام امير المؤمنين عليه السّلام رسيد و به سرعت نزد عثمان رفت و به او فرمود : « از مروان راضى نشدى و از تو راضى نگشت مگر با منحرف كردن تو از دين و از عقلت ، همچون شتر كاروان كه هركجا كشيده شود