اينكه در امور مسلمين كوتاهى نموده بود ، از او گله نموده سرزنشش كردند و از او خواستند كه سياست و رفتار خود را تغيير دهد و ميان مسلمين به حق رفتار كند .
وى پذيرفت و آنها از او خواستند تا در اين مورد نامهاى برايشان بنويسد و او قبول كرد و اين نامه را براى آنان نوشت :
( 1 ) « اين نامهاى است بندهء خدا ، عثمان ، امير مؤمنان ، براى كسانى كه از مؤمنين و مسلمين بر او اعتراض كردهاند كه براى شماست اينكه طبق كتاب خدا و سنّت پيامبرش در ميان شما عمل كنم ، به محروم ، داده شود و آنكه هراسان باشد ، ايمن گردد و تبعيدى ، بازآورده شود و در فرستادن لشكرها مردم را به زحمت نيندازد و سهم مردم را از درآمدها فراهم كند و على بن أبي طالب براى مؤمنين و مسلمين ضامن باشد و انجام اين تعهد بر عهدهء عثمان است » .
( 2 ) بر اين نوشته ، زبير بن عوام ، طلحة بن عبيد اللّه ، سعد بن مالك بن ابى وقاص ، عبد اللّه بن عمر ، زيد بن ثابت ، سهل بن حنيف ، ابو ايوب و خالد بن زيد ، گواهى دادند و آن را در ذىقعده سال 35 هجرى نوشت .
( 3 ) آن گروه ، نامه را گرفتند و به سوى افراد خويش رفتند و امام امير المؤمنين عليه السّلام از عثمان خواست تا به سوى مردم خارج شود و انجام درخواستهايشان را براى آنان اعلام نمايد و او نيز چنين كرد و با آنان عهد و ميثاق خدا بست كه ميان آنها طبق كتاب خدا و سنّت پيامبرش رفتار نمايد و سهم آنان از درآمدهاى عمومى را فراهم سازد و آن را به كسى از خويشانش اختصاص ندهد .
مصريان نيز عازم سرزمين خود شدند .
( 4 )
پيمانشكنى عثمان
عثمان ، پيمانى را كه تعهد كرده بود ، نقض نمود و به تعهدات خود براى