وصيت كرد كه پس از مرگش ، عثمان بر او نماز نخواند . . . ( 1 ) و نيز زبير ، پيرو امام بوده و در روز سقيفه در كنار آن حضرت ايستاد و در راه وى انواع مشقتها و سختيها را تحمل كرد و در روزگار عمر گفته بود : « به خدا قسم ! اگر عمر بميرد ، با على بيعت مىكنم » ، ولى شورا ، روح خود بزرگ بينى را در او دميد و خود را همتاى امام تصور كرد و از آن حضرت جدا شد و در روز جمل بر عليه آن حضرت دست به كار گرديد و بدين گونه بود كه شورا روح خصومت و دشمنى را ميان اعضايش باعث شد ، ( 2 ) زيرا هر كدام خود را شايستهء امر خلافت مىديد و خويشتن را از ديگرى شايستهتر مىدانست و اين خصومت و نزاعى كه ميان آنها پيش آمد به وحدت كلمهء مسلمين آسيب رساند و جمع آنها را متفرق ساخت و اين مطلب را معاوية بن ابى سفيان در سخنش با ابى الحصين كه زياد وى را براى ديدار با معاويه فرستاده بود ، بيان كرد آنجا كه معاويه به وى گفت : به من خبر رسيده است كه تو داراى هوش و خرد هستى ، پس دربارهء چيزى كه از تو مىپرسم به من پاسخ ده .
- هر چه به نظر تو مىرسد ، از من سؤال كن .
( 3 ) - به من خبر ده كه چه چيزى جمع مسلمين و اجتماع آنان را پراكنده ساخت و ميان آنها اختلاف را به وجود آورد ؟
- كشتن مردم عثمان را .
- كارى نكردهاى .
- حركت على به سوى تو و جنگيدن وى با تو .
- كارى نكردهاى .
- حركت طلحه ، زبير و عايشه و جنگ على عليه السّلام با آنان .
- كارى نكردهاى .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٩٥