« پيامى به امير المؤمنين برسان كه تو امين خدا در امر و نهى هستى » .
« و تو امين خدا در ميان ما هستى و كسى كه امين پروردگار عرش باشد ، دلم تسليم او مىشود » .
« اهل روستاها و شهرها را مگذار كه مال خود را در راه رفاه و ثروت ، جايز شمارند » .
« پس بفرست به سوى حجاج و به حسابش رسيدگى كن و بفرست به سوى جزء و به سوى بشر » .
( 2 ) « و دو نافع را فراموش مكن ، هر دويشان را و ابن غلاب از سران بنى نصر را » .
« و عاصم از ميان آنها دست خالى نيست و آن يك كه در بازار است ، غلام بنى بدر » .
« و بفرست به سوى نعمان و حسابش را بدان و داماد بنى غزوان كه من آگاه هستم » .
« و از شبل در مورد مال جويا شو و ابن محرش كه در ميان روستائيان صاحب نام بوده است » .
( 2 ) « مالشان را قسمت كن ، خاندانم فدايت باد كه اگر با آنها قسمت كنى ، به نصف راضى مىشوند » .
« و مرا براى گواهى دادن دعوت مكن كه من غايب مىشوم ولى شگفتيهاى روزگار را مىبينم » .
« بازمىگرديم اگر بيايند و به جنگ مىرويم اگر بروند ، پس چگونه براى آنها فراوانى باشد ولى ما داراى وفور نعمت نيستيم ؟ » .
« اگر بازرگانى يك موش مشك بياورد ، آن موش در ميان فرق سرهايشان خواهد دويد » .
حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٣٦٠