آنگاه شعر متلمس را خواند :
و لن يقيم على خسف يراد به * الا الاذلان عير الحى و الوتد
هذا على الخسف مربوط برمته * و ذا يشج فلا يبكى له احد
« هيچ كس بر آنچه از نابودى برايش خواسته شده است پايدار نمىماند جز آن دو ذليل كه الاغ محله و ميخ باشند » .
« اين يك با تمام وجود در زمين فرو مىرود و آن يك زخمى مىشود و كسى بر او نمىگريد » .
( 1 ) ابو سفيان ، عامل قبيلهاى را براى ايجاد شورش و آشوب بر ضد حكومت ابو بكر به كار گرفت ، ولى امام انگيزههايش را مىدانست و خصلتهايش را مىشناخت ، پس به وى پاسخ مثبت نداد بلكه به وى پاسخ رد داد و با گفتارى خشن به وى فرمود :
« به خدا تو با اين سخن ، جز فتنه چيزى را نخواستهاى و تو ، به خدا سوگند ! مدتها براى اسلام شرّ مىخواستهاى و ما به نصيحت تو نيازى نداريم . . . » « 1 » .
( 2 ) ابو سفيان ، همچنان به فتنهجويى خود ادامه داد و امام را براى اعلام قيام بر ضد ابو بكر ، فرا مىخواند و چنين مىسرود :
بنى هاشم لا تطمعوا الناس فيكم * و لا سيما تيم بن مرة او عدى
فما الامر الّا فيكم و اليكم * و ليس لها الا ابو حسن على
ابا حسن فاشدد بها كف حازم * فإنك بالامر الذي يرتجى على « 2 »
هامش
( 1 ) ابن اثير ، تاريخ 2 / 326 .
( 2 ) ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه 2 / 7 .