مىپرستيد ، خداى زنده است و نمىميرد . و قول خداى تعالى را تلاوت كرد كه مىفرمايد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ
« 1 » .
« و محمد جز پيامبرى نيست كه پيش از وى رسولان بودهاند ، آيا اگر بميرد و يا كشته شود ، شما به گذشتهء خود بازمىگرديد ؟ و هر كس به گذشتهاش بازگردد ، هيچ زيانى به خداوند نمىرساند و خداوند به سپاسگزاران پاداش خواهد داد » .
( 1 ) عمر ، درنگ نكرد و اعتراف و تصديق نمود و چنين گفت : به خدا جز اين نيست كه وقتى خبر درگذشت رسول خدا را شنيدم ، پايم شكسته شد و بر زمين افتادم و پاهايم قدرت حركتم را نداشتند » « 2 » .
( 2 )
چند نكتهء مهم
اگر با دقت و تأمّل به اين اقدام شگفتانگيزى كه از شيخين صادر شد توجه كنيم ، چندين نكتهء مهم را در آن مىبينيم كه شايستهء توجه و بررسى هستند و آنها عبارتند از :
( 3 ) 1 - عمر ، به شكلى قاطع و با اصرار تمام ، مرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را منكر شد و ادعا نمود كه آن حضرت به سوى پروردگارش رفته است همانگونه كه موسى بن عمران رفت و اينكه ناگزير به زمين بازمىگردد و ياوهسرايان در مورد مرگش را مجازات مىكند و بدون شك ، اين عمل ناشى از ايمان وى به زنده بودن
هامش
( 1 ) آل عمران / 144 .
( 2 ) كامل 2 / 324 .