همچنين امام در مورد كسى سخن گفته است كه در زندگى به زهد علاقه دارد ؛ زيرا وى راهى به سوى آن نمىيابد مادام كه بار خانواده بر او سنگينى كند ؛ چون مشغول شدن وى به آن ، او را از زهد نسبت به دنيا بازمىدارد .
( 1 ) 6 - « اربلى » روايت كرده كه امام ، اين ابيات را در نكوهش ستم سروده است :
ذهب الذين أحبهم * و بقيت فيمن لا أحبه
فى من أراه يسبني * ظهر المغيب و لا أسبه
يبغى فسادى ما استطا * ع و أمره مما أرّبه
حنقا يدب لى الضرا * ء و ذاك مما لا أدبه
و يرى ذباب الشر من * حولى يطن و لا يذبه
و اذا خبا وغر الصدر * ر فلا يزال به يشبه
أ فلا يعيج بعقله * أ فلا يثوب إليه لبّه
افلا يرى من فعله * ما قد يسور اليه غبه
حسبى بربى كافيا * ما أختشى و البغى حسبه
و لقل من يبغى عليه * فما كفاه اللّه ربّه « 1 »
« آنانى را كه دوست دارم ، رفتند و در ميان كسانى كه دوست نمىدارم ، ماندهام » .
« نزد كسى كه مىبينم پشت سرم مرا ناسزا مىگويد در حالى كه من او را ناسزا نمىگويم » .
« هر چه مىتواند در تباهيم مىكوشد در حالى كه من براى بهتر شدنش
هامش
( 1 ) كشف الغمة 2 / 34 . ريحانة الرسول ، ص 48 .