شخصيتهاى ديگر يثرب نيز همانند آنها را ارسال نمود و با همنشينان خود دربارهء اينكه هر كدام از آن اشخاص با آن هدايا چه مىكند ، سخن مىگفت و دربارهء حضرت حسين ، اظهار داشت :
( 1 ) « اما حسين ، از يتيمان كسانى شروع مىكند كه همراه پدرش در صفين كشته شدهاند ، پس اگر چيزى باقى بماند با آن شترى را سر مىبرد و با آن شير ( به مردم ) مىنوشاند . . . » .
وى ، ناظرى را فرستاد تا ببيند كه آن قوم چه خواهند كرد و گزارش او به همان گونه بود كه معاويه اظهار مىداشت ، پس معاويه گفت : « من فرزند هند هستم ، من قريش را بهتر از قريش مىشناسم « 1 » » .
( 2 ) به هر حال ، مورخان نمونههاى فراوانى از بخشش امام و سخاوتمندى آن حضرت نقل كردهاند كه به بعضى از آنها اشارهاى مىنماييم :
( 3 ) 1 - با اسامة بن زيد : « اسامة بن زيد » بيمار شد ، همان بيمارى كه در آن درگذشت ، پس امام به عيادت وى رفت و هنگامى كه در جاى خود قرار گرفت ، اسامه گفت : آه چه غمگينم ! - « غم چه چيزى را دارى ؟ » .
- بدهكاريم كه شصت هزار است .
- « آن به عهدهء من است » .
- مىترسم پيش از آنكه پرداخت شود ، بميرم .
- « قبل از اينكه من آن را به جاى تو پرداخت كنم ، نخواهى مرد » .
هامش
( 1 ) عيون الاخبار 3 / 47 .