( 1 ) و « سيد حيدر » چه عالى سروده است :
دكّوا رباها ثم قالوا لها * و قد جثوا نحن مكان الربا
« تپههايش را درهم كوبيدند و سپس به آنها در حالى كه زانو زده بودند ، گفتند : اينك ما به جاى تپهها هستيم » .
( 2 ) پدر شهيدان ، با شجاعت كمنظيرش ، طبيعت بشرى را به مبارزه طلبيد ، پس مرگ را به مسخره گرفت و زندگى را استهزا كرد آنجا كه خطاب به يارانش - هنگامى كه تيرهاى دشمنان بر آنها باريدن گرفت - فرمود :
« برخيزيد ، خداوند شما را رحمت كند ، به سوى مرگى كه چارهاى از آن نيست ، اين تيرها ، فرستادگان اين قوم به طرف شما هستند . . . » .
آن حضرت ، يارانش را به سوى مرگ فراخواند ، گويى كه آنان را بر سر سفرهء غذايى لذيذ فرا مىخواند و حقا كه نزد وى گوارا بود ؛ زيرا آن حضرت با باطل مىجنگيد و برهان پروردگارش - كه همان مبدأ وى بود - برايش ترسيم مىگشت « 1 » .
( 3 )
4 - صراحت
از صفات پدر شهيدان ، « صراحت در گفتار و كردار بود » كه در همهء دوران زندگيش ، كجروى نكرد و دست به خدعه و نيرنگ نزد و هيچ راه غير مستقيمى را نپيمود ، بلكه راه واضح را در پيش گرفت كه با ضمير زندهاش همنوا بود و از گذرگاههاى پرپيچوخمى كه دين و اخلاق ، آنها را نمىپذيرد ، دورى گزيد كه از نمونههاى آن رفتار درخشنده اين است كه وليد ، حاكم مدينه در تاريكى شب او را فرا خواند و وى را از مرگ معاويه با خبر ساخت و از او خواست كه با يزيد
هامش
( 1 ) عبد اللّه علائلى ، الامام الحسين ، ص 101 .