خواهد بود كه هلاكشان در آن باشد و مردى از فرزندان عباس بر آنها حاكم خواهد شد « 1 » » .
( 1 ) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از پشت سراپردهء غيب ، آنچه را كه از فجايع و فتنهها پس از او بر امّتش خواهد گذشت ، به سبب آنچه ميان آنان از جنگ قدرت هولناك پيش مىآيد تا آنجا كه امر مسلمين به فراعنهء شرّ و جباران كفر از بنى اميه مىرسد و آنان به قتل مسلمين مىپردازند و آنان را خوار مىسازند ، آن گونه كه خبر داد از آنچه بر سبطش خواهد گذشت از قتل و آزار از سوى يزيد بن معاويه . و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله زوال حكومت اموى و انتقال آن به بنى عباس را خبر داد و آنچه امت در آن دورههاى سخت از قتل و ظلم و ستم خواهند كشيد و همهء آن امور بر صحنهء زندگى ، محقق گشت آنگونه كه صادق امين فرموده بود .
( 2 ) 13 - « ابن عباس » روايت كرده : هنگامى كه دو سال از تولد حضرت حسين گذشت ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به سفرى رفت . پس وقتى كه در ميانهء راه بود ، ايستاد و استرجاع نمود و چشمانش به اشك نشست . پس در مورد آن پرسيده شد .
فرمود : « اين جبرئيل است كه مرا از سرزمينى در كنار فرات خبر مىدهد كه به آن كربلا گفته مىشود ، فرزندم حسين بن فاطمه در آنجا كشته مىشود » .
جمعى از صحابه به آن حضرت روى كرده گفتند : « يا رسول اللّه ! چه كسى او را خواهد كشت ؟
( 3 ) آن حضرت با كلماتى بريده و اندوهبار به آنان پاسخ داد : « مردى كه او را يزيد نامند . خداوند به وى بركت ندهد و گويى كه به قتلگاه و آرامگاهش مىنگرم در حالى كه سر او را به هديه مىبرند . به خدا هر كس به سر فرزندم حسين بنگرد
هامش
( 1 ) طبرانى ، المعجم الكبير 3 / 129 . ( در شرح حال حضرت امام حسين ) مجمع الزوائد 9 / 190 .