در دست او بود ، پس آن را مىبوييد و مىگفت : « واى بر كرب و بلا ! » و آن را به ام سلمه داد و به وى فرمود : « هرگاه اين خاك به صورت خون درآمد ، بدان كه پسرم كشته شده است » .
« ام سلمه » آن را در شيشهاى گذاشت و هر روز آن را وارسى مىكرد و مىگفت : « آن روز كه به صورت خون در مىآيى ، روزى عظيم خواهد بود . . . » « 1 » .
( 1 ) 10 - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در خواب ديد كه سگى سياه و سفيد ، خونش را مىليسد ، آن را تعبير فرمود كه مردى فرزندش حسين را مىكشد ، پس شمر بن ذى الجوشن ابرص بود كه امام حسين را كشت « 2 » .
( 2 ) 11 - « ام سلمه » روايت كرده رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « حسين بن على در پايان شصت ( سال ) از هجرتم كشته مىشود » « 3 » .
( 3 ) 12 - « معاذ بن جبل » روايت كرده رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بر ما خارج شد و فرمود :
« من محمد هستم كه آغازها و پايانهاى سخن به من داده شده است ، پس مرا اطاعت كنيد مادام كه در ميان شما هستم و هرگاه از دنيا برده شوم ، بر شما باد به كتاب خداى عز و جل كه حلال آن را حلال بداريد و حرامش را حرام بشماريد ، مرگ به سوى شما آمده . . . فتنهها همچون پارههاى شب تاريك به طرف شما آمده هر چه فرستادگانى بروند ، فرستادگانى مىآيند ، نبوت تناسخ يافته و به صورت پادشاهى درآمده ، خداوند رحمت كند هر كس را كه آن را به حقّش بگيرد و آن گونه كه وارد آن شده باشد از آن خارج شود . اى معاذ ! نگهدار
هامش
( 1 ) طبرانى ، المعجم الكبير ( در شرح حال امام حسين ) 3 / 114 .
( 2 ) تاريخ الخميس 2 / 299 .
( 3 ) طبرانى ، المعجم الكبير 3 / 110 .