العلوي الموسوي البروجردى قدس سره العالى مراثى و تاريخ وفات بسيار براى آن جناب سرود از آن جمله .
قد مضى يا لهف مولانا الكريم * ذاك تقدير من الله العليم
خواستم سال رحيلش دل سرود * جايگه وى راست جنات نعيم 1340
ايضا
يا لهف مات عالم اريب * قرم زكى فاضل لبيب
بحر من العلوم أوحديّ * شهم سرى كامل حسيب
و كلّ نفس جازع عليه * و كلّ قلب بالنوى كثيب
اودى الَّذى طاب به النّفوس * و ليس عيش بعده يطيب
و ناح قلبى نوحة القماري * و الدّمع من مدامعي صبيب
فقال فى تاريخ الارتحال * ( افضل عصره هو الحبيب ) 1340
و رثاه بعد وفاته والدى العلامة العليم البحر الطمطام فخر الشيعة و ذخر الشريعة آيت الله العظمى السيد فخر الدين الحسينى الملقب به امامت قدس الله نفسه .
آمدم شرحى دگر از غم كنم * شرح غم در عالم از ماتم كنم
ماتم آن كس كه خون گشتى روان * در غم او از زمين و آسمان
آن كه آيت آمد و آيت برفت * و از مماتش رونق از ملت برفت
آن كه او عالم بعلم راز بود * آن كه با علمش عمل دمساز بود
آن كه از تصنيف خود معمور كرد * عالمى را زين عمل پر نور كرد
آن كه او آب حيات آمد مرا * آن كه او راه نجات آمد مرا
من نجات خود به او دانم همى * او مرا شد كاشف هر مبهمى
او مرا از لطف خود دانا نمود * وز شعاع نور خود بينا نمود
من به بوى علم او دانا شدم * و ز صفاى نطق او گويا شدم
او مرا از علم خود سرشار كرد * او مرا آسوده از اغيار كرد
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة مقدمه كتاب 6
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
صمقدمه كتاب ٦