خواهد بود و يك مثقال و نصف كه در روايت ابن ابي نجران است بيست و هفت نخود خواهد بود زيرا كه نه نصف از هيجده است و چون بان افزوده شد عدد مذكور حاصل است و حساب سيزده درهم و نصف از تحديد سابق واضح مىشود و همچنين است چهار درهم و چهار مثقال پس چهار درم به حساب حمصه حاصل ضرب چهار است در دوازده و نصف و عشر كه پنجاه و چهار عشر است و چهار مثقال به حساب حمصه حاصل ضرب چهار است در هيجده كه هفتاد و دو باشد و سائر التقديرات على قياس ما مضى فائده اين كه در كلمات گفته مىشود كه درهم و نصفه يا درهم و ثلثه يا نحو ذلك نشايد كه ضمير مضاف اليه در نصفه و ثلثه راجع بدرهم باشد زيرا كه مراد بدرهم تمام درهم است پس چگونه عطف مىشود بر آن نصف يا ثلث همان درهم بعينه پس اگر بگويي اعط زيدا درهما و نصفه و ضمير راجع به همان درهم مذكور باشد خواهد بود از قبيل عطف بعض بر كل و خاص بر عام مثل عطف جبرئيل بر ملائكه و محمد ( ص ) بر انبيا پس جز يك درهم لازم نخواهد شد
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة 408
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
ص٤٠٨