و ده شاهى آن زمان هيجده نخود مىشود پس يك شاهي آن زمان يك نخود و نيم و ربع مىشود مع كسري زيرا كه هر شاهى يك نخود دارد پس هشت نخود زياد مىآيد و چون هشت را به نصف تحويل نمائي شانزده نصف مىشود پس هر شاهى نصفي را مىگيرد باقي ماند شش نصف چون شش نصف را به نصف تحويل نمائي دوازده ربع مىشود هر شاهى ربعى را مىگيرد باقي مىماند و ربع پس چون دو ربع را تقسيط نمائي بر ده هر يكي دو عشر ربع مىگيرد و بعبارة اخرى چون ضرب نمائي ده را بر يك نخود و نصف و ربع و كسر حاصل هيجده مىشود پس يك درهم هفت شاهى مىشود زيرا كه چون ضرب نمائي هفت را در يك و نيم و ربع و كسري عدد حمّصات درهم كه دوازده و نصف و عشر باشد حاصل است و ده درهم سه صاحب قران و نصف مىشود زيرا كه ده هفت شاهى هفتاد شاهى مىشود و هر بيست شاهى يك صاحب قران است پس شصت شاهى سه صاحب قران است باقي مىماند ده شاهى كه نصف قران باشد و بعبارة اخرى چون
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة 326
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
ص٣٢٦