ابليس ندانست كه اين مرحله چون شد * از جهل مركب ز سماوات برون شد
آن نور على بود كه در خاك عيان شد * اين سجده كه كردند ملايك ز همان شد
يعنى كه على كاشف اسرار نهان شد * از صورت او سرّ خداوند عيان شد
ساقى بده آن جام كه لبريز مدام است * عيشم همه ايام ز لطف تو به كام است
شبهاى من از شعشعه جام تو روز است * اسرار تو اندر فيضانست و بروز است
نامم به جهان گشته به سوداى تو مشهور * چشمم به تجلى جمالت شده پر نور
نوشيدن مى از كف تو واجب عين است * بى باده تو جان مرا شيون و شين است
مدح على و آل مرا ورد زبانست * زيرا كه على قاسم نيران و جنان است
يعنى كه على كاشف اسرار نهان شد * از صورت او سرّ خداوند عيان شد
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة مقدمه كتاب 10
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
صمقدمه كتاب ١٠