ديگرى به جاى آن بگذارد .
مسأله 1984 - اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعت حاصل شود - مثلا گوسفندى كه
براي زكات گذاشته بره بياورد - مال فقير است .
مسأله 1985 - اگر موقعى كه زكات را كنار مى گذارد مستحقي حاضر باشد بهتر
است زكات را به أو بدهد ، مگر كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به أو از
جهتي بهتر باشد .
مسأله 1986 - اگر بدون اجازه ء حاكم شرع با مالي كه براي زكات كنار گذاشته
تجارت كند وضرر نمايد ، اگر معامله به ذمه باشد وآن مال را به عنوان اداى
ما في الذمة بدهد ، ضرر بر مالك وارد شده وضامن زكات است ، واگر به عين آن
مال معامله واقع شده باشد ، معامله باطل وقابل صحت به اجازه ء حاكم شرع نيست ،
واگر منفعت كرده باشد ، در صورتي كه معامله به ذمه بوده وآن مال را از بابت اداى
ما في الذمة داده ، منفعت مال خود اوست وضامن زكات است ، واگر به عين آن مال
معامله واقع شده باشد وحاكم شرع معامله را اجازه كند ، منفعت را بايد به مستحق
بدهد .
مسأله 1987 - اگر پيش از آن كه زكات بر أو واجب شود چيزى بابت زكات به فقير
بدهد ، زكات حساب نمى شود ، وبعد از آن كه زكات بر أو واجب شد ، اگر چيزى را
كه به فقير داده از بين نرفته باشد وآن فقير هم به فقر خود باقي باشد ، مى تواند
چيزى را كه به أو داده بابت زكات حساب كند .
مسأله 1988 - فقيرى كه مى داند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى بابت
زكات بگيرد وپيش أو تلف شود ضامن است ، پس موقعى كه زكات بر انسان واجب
مى شود ، اگر آن فقير به فقر خود باقي باشد ، مى تواند عوض چيزى را كه به أو داده
بابت زكات حساب كند .
مسأله 1989 - فقيرى كه نمى داند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر چيزى بابت
زكات بگيرد وپيش أو تلف شود ضامن نيست ، وانسان نمى تواند عوض آن را بابت
زكات حساب كند .