شهادت دادند كه آنها از رسول خدا ( صلى الله عليه وسلم ) آن را شنيده اند ، وقومي كتمان كردند ،
وآنها كه كتمان كردند از دنيا نرفتند تا كور شدند وآفتى به آنها رسيد . )
بديهي است احتجاج آن حضرت به اين حديث وبه شهادت طلبيدنش براي
اثبات خلافت ، مدلول حديث را در ولايت امر وزعامت أمت معين مى كند .
8 - بيان آن حضرت قبل از بيان ولايت على ( عليه السلام ) اين است كه " خدا مولاي من
است ، ومن مولاي هر مؤمني هستم " ومولويت خدا نسبت به آن حضرت آن
است كه هيچ كس جز خدا بر أو ولايت ندارد ، وهمچنان كه خدا ولى اوست أو
ولى هر مؤمني است ، وهمان ولايت كه آن حضرت بر أهل ايمان دارد ، على ( عليه السلام )
هم دارد ، واين بيان روشن مى كند كه اين ولايت ، ولايت امر است .
9 - آن حضرت قبل از معرفى على ( عليه السلام ) از آنان التزام واقرار به اين جمله گرفت
" الست أولى بكم " گفتند : " بلى " واين همان اولويتى است كه خداوند متعال در
قرآن فرموده است : ( النبي أولى بالمؤمنين من أنفسهم ) ( 1 ) وپس از آن فرمود " هر
كس من مولاي اويم على مولاي اوست " وبا تقديم جملهء " الست أولى بكم " رفع
هر گونه شبهه اى را در معنى ( ولى ) فرمود ، وهمان اولويتى را كه خودش نسبت
به مؤمنين داشت براي على ( عليه السلام ) اثبات كرد .
حديث چهارم :
قول رسول خداست كه به آن حضرت فرمود : " أنت منى وأنا منك " ( 2 ) كه اين
هامش
1 . سوره ء احزاب ، آيهء 6 ( پيغمبر سزاوارتر به مؤمنين است از خودشان )
2 . صحيح بخارى ، جلد 3 ، صفحهء 185 وجلد 5 ، صفحهء 18 و 141
صحيح ابن حبان ، جلد 11 ، صفحهء 229
المستدرك على الصحيحين ، جلد 3
كتاب معرفة الصحابة ، صفحهء 120 ، حديث چهارم وكتب ديگر از عامه .
واين مضمون در كتب خاصه نيز موجود است ، از آن جمله :
مناقب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، صفحهء 473 وبعد از آن
مناقب آل أبى طالب ، جلد 1 ، صفحهء 396
الخصال ، صفحهء 496 .
امالى شيخ صدوق ، صفحهء 57 و 757 وكتب ديگر .