باشد ، كه نتواند در آن تصرف كند زكات ندارد .
( مسأله 1871 ) : اگر طلا ونقره يا چيز ديگرى را كه زكات در آن واجب
است قرض كند ويك سال نزد أو بماند ، بايد زكات آن را بدهد ، وبر كسى كه
قرض داده چيزى واجب نيست .
زكات گندم وجو وخرما وكشمش
( مسأله 1872 ) : زكات گندم وجو وخرما وكشمش ، وقتي واجب مىشود
كه به مقدار نصاب برسند ، ونصاب آنها سيصد صاع است كه بگفته عدهاى تقريبا
( 847 ) كيلوگرم مىشود .
( مسأله 1873 ) : اگر پيش از دادن زكات از انگور وخرما وجو وگندمى
كه زكات آنها واجب شده خود وعيالاتش بخورند ، يا مثلا به فقير به غير عنوان زكات
بدهد ، بايد زكات مقدارى را كه مصرف كرده بدهد .
( مسأله 1874 ) : اگر بعد از آن كه زكات گندم وجو وخرما وانگور واجب
شد مالك آن بميرد ، بايد مقدار زكات را از مال أو بدهند ، ولى اگر پيش از واجب
شدن زكات بميرد ، هر يك از ورثه كه سهم أو به اندازه نصاب است بايد زكات سهم
خود را بدهد .
( مسأله 1875 ) : كسى كه از طرف حاكم شرع مأمور جمع آورد زكات
است موقع خرمن كه گندم وجو را از كاه جدا مىكنند ، ودر وقت خشك شدن
خرما وانگور مىتواند زكات را مطالبه كند ، واگر مالك ندهد ، وچيزى كه زكات آن
واجب شده ، از بين برود ، بايد عوض آن را بدهد .
( مسأله 1876 ) : اگر بعد از مالك شدن درخت خرما وانگور يا زراعت
گندم وجو زكات آنها واجب شود ، بايد زكات آن را بدهد .