اعتزال
منظور از اعتزال ، آن مكتب فكرى معروف كه در اسلام به وجود آمد و طرفداران آن را معتزله مىگفتند و در برابر اشاعره بودهاند ، نيست ؛ بلكه مراد از اعتزال ، خلوت گزينى ، عزلت ، تنهايى و با مردم درنياميختن است . گاهى به معناى امتناع مىباشد ، مثل :
فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
« 1 » ؛ يعنى از نزديكى با زنان به هنگام قاعده بودن امتناع كنيد ، نه امتناع از معاشرت و همصحبتى . چنان كه در آيهء :
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ
« 2 » آمده است ؛ يعنى ، بنا به بيان راغب : « بعد از آن كه مىتوانستند ، ممنوع شدند . »
راغب در تعريف اعتزال ، همچنين مىگويد : « تجنّب الشى عمالة كانت او براءة او غيرهما ، بالبدن كان ذلك او بالقلب . » يعنى اين كه ، انسان به عمد يا به اشتباه و يا به طريقى ديگر از چيزى دورى كند . گاهى اعتزال به بدن است نه قلب ، مثل دورى از خويشان و دوستان ؛ و گاهى به قلب ، مثل كسى در قهوهخانه يا قطار كتاب مىخواند ؛ و يا جسمش در ميان مردم است ولى قلبش در ميان سطرهاى كتاب مىباشد ؛ گاهى به بدن و قلب هر دو است ، نمونههايى زياد وجود دارد ، مثل زاهدان و صوفيان .
جرجانى در تعريفات ، عزلت - يعنى همان اعتزال - را چنين تعريف مىكند : « خروج از
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 222 : پس هنگام عادت ماهانه از [ آميزش ] با زنان كنارهگيرى كنيد .
( 2 ) - شعراء ( 26 ) آيهء 212 : در حقيقت آنها از شنيدن معزول و [ محروم ] ند .