قدر
در مواردى بسيار ، واژهء قدر در قرآن كريم آمده است و معانى زيادى را دربر دارد .
و تقريبا در هر موردى معناى خاصّ خود را دارد و يا بخشى از آن معناى فراگير كلمه است كه با بقيّهء اجزا متفاوت است . يكى از آن معانى ، زمان مشخص شدهء چيزى است :
إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ
« 1 » . و مكان مشخص شدهء چيزى :
فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها
« 2 » ، اگر اين آيه به سكون دال خوانده شود ، به معناى تقدير است . از معانى شايستهء آن ، عطاى مصلحت هرچيز به آن و سپس هدايت وى به چيزى كه رهايى وى در آن است ، يا به واسطهء تسخير و يا تعليم ؛ مثل آيهء
وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى
« 3 » . راغب در اينجا مىگويد : « تقدير از جانب انسان بر دو گونه است : 1 - تفكّر در امرى طبق نظر عقل و بناى آن امر به آن كه اين پسنديده است . 2 - طبق آرزو و خواستهء نفسانى كه ناپسند است ؛ مثل آيهء
فَكَّرَ وَ قَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
« 4 » .
اما مهمترين معنا و دقيقتر و ژرفترين آن ، همان است كه آيات زير و نظاير آن به آن
هامش
( 1 ) - مرسلات ( 77 ) آيهء 22 : تا مدّتى معيّن .
( 2 ) - رعد ( 13 ) آيهء 17 : پس رودخانههايى به اندازهء گنجايش خودشان روان شدند .
( 3 ) - أعلى ( 87 ) آيهء 3 : و آنكه اندازهگيرى كرد و راه نمود .
( 4 ) - مدثر ( 74 ) آيات 18 و 19 : [ آن دشمن ] انديشيد و سنجيد ، كشته باد چگونه [ او ] سنجيد ؟