جايز نيست . پس بازگشت به خداوند همان غايت نهايى آفرينش است ؛ و به خاطر آن ، خداوند پيوسته حق را بر باطل مىكوبد و حق را از باطل كه با آن آميخته شده و يا پنهانش نموده ، رها مىسازد ؛ تا حق ، خالص بماند . فرموده است :
وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ
« 1 » .
پس در آن روز اسبابى كه به استقلال تأثير آنها گمان مىرفت و براى غير خداوند قدرت و ملك و فرمان فرض مىشد ، باطل مىگردد ، چنان كه فرمود :
لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
« 2 » .
در بخشى از سورهء جن مىفرمايد : « اگر زندگى به همين زندگى دنيايى محدود باشد كه نسبت آن به خوبى و فساد يكسان است ، و زندگى خاصّ هريك و متناسب با حال آن نباشد ، با عنايت الهى در رساندن هر صاحب حق به حقّ خود و عطاى مقتضياتى كه اقتضا مىكند ، منافات دارد . لازم است كه از ذهن محقّقان ، ارزيابى اين مسأله و توجّه شايستهء به آن دور نگردد . مجتبى موسوى لارى در كتاب اصول العقائد فى الاسلام مىگويد : « برخى از گناهان به حدّى بزرگند كه عذاب آنها در اين جهان محدود ممكن نيست ؛ پس عذاب بايد با گناه متناسب باشد و اگر گناه بزرگ يا زياد باشد ، عذاب در اين دنيا با آن برابرى نمىكند . . .
بنابراين با توجّه به اين جريان كلّى به نام اصل عدالت عامّه كه در تمام جنبههاى وجود مشاهده مىشود ، و با چشم عبرت نگريستن به اين كه دنيا زمينهء مناسبى براى بسيارى از پاداشها و عذابها نيست ؛ با اين وجود ، طبيعى است كه وجود عالم ديگر حتمى باشد ، كه انسان به خاطر آنچه كه در اين دنيا پيش فرستاده است ، مورد بازخواست قرار گيرد . »
هامش
( 1 ) - نور ( 24 ) آيهء 25 : و خواهند دانست كه خدا همان حقيقت آشكار است .
( 2 ) - انعام ( 6 ) آيهء 94 : به يقين ، پيوند ميان شما بريده شده ، و آنچرا كه مىپنداشتيد از دست شما رفته است .