رَسُولًا
« 1 » ؛ ذكر در اين جا صفت پيامبر ( ص ) است ، چنان كه كلمه ، صفت عيسى ( ع ) است ؛ از آن حيث كه در كتابهاى پيش به او بشارت داده شده است ؛ و سخن او رسول و بدل از اوست .
و ذكر در آيهء
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ
« 2 » ؛ و
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ
« 3 » ؛ همان وحى به طور كلى و كتابهاى پيشين به طور خاصى است .
راغب همچنين مىگويد : ذكر از فراموشى مثل آيهء
فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ
« 4 » . و ذكر به قلب و زبان با هم در آيهء
فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً
« 5 » ؛
فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ
« 6 » ، و
وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ
« 7 » .
شايد از دقيقترين معانى ذكر همان وجود باشد ؛ يعنى حضور دائم به ذات و صفت .
راغب به اين معنا در آيهء
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
« 8 » ؛ اشاره كرده است . او مىگويد : « يعنى چيزى به ذات خود موجود نبوده ؛ هر چند در علم خداوند موجود بوده است . » و هر چه ذكر نزد ذاكر مخلوق افزون گردد ، نسبت حضور و وجود هم افزون مىگردد و اين جا اسبابى پنهان و روابطى مىيابيم كه از دور اشارهاى بين ذكر و نظريّهء شناخت دارد . تحقيق اين امر براى كسى كه خواستار تفضيل است ، مشكل نخواهد بود .
مثل اين مطلب را مىتوان در آيهء
أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ
« 9 » ؛ در نظر بگيريم . و در كنار جنبهء معناى تذكّر در آيه ، معناى تدبّر و تأمّل هم آشكار مىگردد ؛ و دور بودن از غفلت و عناد تنها بازگشت به انديشهورزى و تعقّل است . راغب هنگام ذكر اين آيه تنها به اين بسنده كرده است : « يعنى آيا منكر بعث ، خلقت آغازين خود را به ياد نمىآورد تا به واسطهء آن به
هامش
( 1 ) - طلاق ( 65 ) آيات 10 و 11 : راستى كه خدا سوى شما تذكارى فروفرستاده است : پيامبرى . . . .
( 2 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 7 : از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد .
( 3 ) - همان ، آيهء 105 : و در حقيقت ، در زبور پس از تورات نوشتيم .
( 4 ) - كهف ( 18 ) آيهء 63 : من ماهى را فراموش كردم و جز شيطان ، [ كسى ] آن را از ياد من نبرد ، تا به يادش باشم .
( 5 ) - بقره ( 2 ) آيهء 200 : همان گونه كه پدران خود را به ياد مىآوريد ، يا با يادكردنى بيشتر ، خدا را به ياد آوريد .
( 6 و 7 ) - همان ، آيهء 198 : خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد ؛ و يادش كنيد ، كه شما را فرا راه آورد .
( 8 ) - انسان ( 76 ) آيهء 1 : آيا انسان را آن هنگام از روزگار [ به ياد ] آيد كه چيزى درخور يادكرد نبود .
( 9 ) - مريم ( 19 ) آيهء 67 : آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را قبلا آفريدهايم .