افادهء معنا از دريافتشان مىباشد .
اگر به درك ديدگاه حاج ملّا هادى سبزوارى در توضيح معناى تسبيح اشياء بپردازيم ؛ و خميرمايههاى اوّليهء انديشههاى علّامه طباطبايى را در آن مىيابيم . وى مىگويد : تفاوت ظهور اشياء در ظهور تابع تفاوت وجود در آن ظهور است ؛ هر چه از وجود بيشتر بهرهمند باشد ، كمال آن بيشتر است ؛ و هر چه از وجود بهرهاش كمتر ، كمال آن ناقصتر است . ثابت شد كه هر نوع از انواع طبيعى داراى عقلى است كه در عالم إبداع به تدبير امر او مىپردازد و به او توجّه مىنمايد و معيّت او از معيّت نفس به بدن بيشتر است :
هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
. « با هر چيز هست نه به پيوستگى و جداى از هر چيز است نه به گسستگى . » و ثابت شد كه شعور هر چيزى به وجود خود و وجود ديگرى ، چه در حالت تركيب و چه بسيط ، همان شعور به آفرينندهء قائم به ذات است ؛ چون وجودها ، هويتهاى تعلّقى ، معانى حرفى و روابط محض هستند ؛ و هيچ استقلالى از حيث اصالت و علم و عين بدون آفرينندهء آن ندارند ، هر چند غافل باشند . خداوند در جاى جاى قرآن اشاره دارد به اين كه ، اشياء نسبت به پروردگارشان شعور دارند ، مانند :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » ؛
فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 2 » ؛ و
يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
« 3 » .
هامش
( 1 ) - يس ( 36 ) آيهء 82 : چون به چيزى اراده فرمايد ، كارش اين بس كه مىگويد : « باش » ، پس [ بىدرنگ ] موجود مىشود .
( 2 ) - فصّلت ( 41 ) آيهء 11 : پس به آن و به زمين فرمود : « خواه يا ناخواه بياييد » . آندو گفتند : فرمانپذير آمديم .
( 3 ) - جمعه ( 62 ) آيهء 1 : آنچه در آسمانها و زمين است به تسبيح خداوند مشغولند .