مسأله 2468 - اگر انسان با زنى كه دخترى را شير كامل داده ازدواج كند وبا آن زن
نزديكى نمايد ، ديگر نمىتواند آن دختر را براي خود عقد كند .
مسأله 2469 - اگر انسان با دخترى ازدواج كند ، ديگر نمىتواند با زنى كه آن دختر را
شير كامل داده ازدواج نمايد .
مسأله 2470 - انسان نمىتواند با دخترى كه مادر ، يا مادر بزرگ انسان أو را شير
كامل داده ازدواج كند . ونيز اگر زن پدر انسان از شير پدر أو دخترى را شير داده باشد ، انسان
نمىتواند با آن دختر ازدواج نمايد وچنانچه دختر شيرخوارى را براي خود عقد كند بعد مادر يا
مادر بزرگ يا زن پدر أو از شير همان پدر آن دختر را شير دهد ، عقد باطل مىشود .
مسأله 2471 - با دخترى كه خواهر ، يا زن برادر انسان از شير برادرش أو را شير كامل
داده نمىشود ازدواج كرد ، وهمچنين است اگر خواهر زاده يا برادرزاده ، يا نوه خواهر يا نوه
برادر انسان آن دختر را شير داده باشد .
مسأله 2472 - اگر زنى بچه دختر خود را شير دهد ، آن دختر به شوهر خود حرام مىشود .
وهمچنين است اگر بچهاى را كه شوهر دخترش از زن ديگر دارد شير دهد . ولى اگر بچه پسر
خود را شير دهد ، زن پسرش كه مادر آن طفل شيرخوار است بر شوهر خود حرام نمىشود .
مسأله 2473 - اگر زن پدر دخترى ، بچه شوهر آن دختر را از شير آن پدر شير دهد ، آن
دختر به شوهر خود حرام مىشود ، چه بچه از همان دختر يا زن ديگر شوهر أو باشد .
شرائط شير دادنى كه علت محرم شدن است
مسأله 2474 - شير دادنى كه علت محرم شدن است هشت شرط دارد : أول بچه شير زن
زنده را بخورد ، پس اگر از پستان زنى كه مرده است شير بخورد فائده ندارد . دوم شير آن زن از
حرام نباشد ، پس اگر شير بچهاى را كه از زنا به دنيا آمده به بچه ديگر بدهند ، بواسطة آن شير ،
بچه به كسى محرم نمىشود . سوم بچه شير را از پستان بمكد ، پس اگر شير را در گلوى أو بريزند
نتيجة ندارد . چهارم شير ، خالص وبا چيز ديگر مخلوط نباشد . پنجم شير از يك شوهر باشد .
پس اگر زن شير دهى را طلاق دهند ، بعد شوهر ديگرى كند واز أو آبستن شود وتا موقع
زائيدن ، شيرى كه از شوهر أول داشته باقي باشد ومثلا هشت دفعه پيش از زائيدن از شير
شوهر أول وهفت دفعه بعد از زائيدن از شير شوهر دوم به بچهاى بدهد ، آن بچه به كسى محرم
نمىشود . ششم بچه به واسطه مرض شير را قى نكند واگر قى كند ، بنابر احتياط واجب كساني
كه به واسطه شير خوردن به آن بچه محرم مىشوند . بايد با أو ازدواج نكنند نگاه محرمانه هم به