( مسأله 2510 ) اگر زن را از خون حيض پاك بداند وطلاقش دهد بعد
معلوم شود كه موقع طلاق در حال حيض بوده ، طلاق أو باطل است واگر أو را در
حيض بداند وطلاقش دهد بعد معلوم شود پاك بوده ، طلاق أو صحيح است .
( مسأله 2511 ) كسى كه مىداند زنش در حال حيض يا نفاس است ،
اگر غائب شود مثلا مسافرت كند وبخواهد أو را طلاق دهد ، بايد تا مدتي كه
معمولا زنها از حيض يا نفاس پاك مىشوند صبر كند وبعد طلاق بدهد .
( مسأله 2512 ) اگر مردى كه غائب است بخواهد زن خود را طلاق دهد
چنانچه بتواند اطلاع پيدا كند كه زن أو در حال حيض يا نفاس است يا نه ، اگر چه
اطلاع أو از روى عادت حيض زن ، يا نشانههاى ديگرى باشد كه در شرع معين
شده ، بايد تا مدتي كه معمولا زنها از حيض يا نفاس پاك مىشوند صبر كند .
( مسأله 2513 ) اگر با عيالش كه از خون حيض ونفاس پاك است
نزديكى كند وبخواهد طلاقش دهد ، بايد صبر كند تا دوباره حيض ببيند وپاك
شود ، ولى زنى را كه نه سالش تمام نشده ، يا آبستن است ، اگر بعد از نزديكى
طلاق دهند اشكال ندارد ، وهمچنين است اگر يائسه باشد . ( معناى يائسه در مسأله
441 گذشت ) .
( مسأله 2514 ) اگر با زنى كه از خون حيض ونفاس پاك است
نزديكى كند ودر همان پاكى طلاقش دهد ، چنانچه بعد معلوم شود كه موقع طلاق
آبستن بوده ، بنابر احتياط واجب بايد دوباره أو را طلاق دهد .
( مسأله 2515 ) اگر با زنى كه از خون حيض ونفاس پاك است
نزديكى كند ومسافرت نمايد ، چنانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد ، بايد به قدرى
كه زن معمولا بعد از آن پاكى خون مىبيند ودوباره پاك مىشود صبر كند .
واحتياط واجب آنست كه آن مدت كمتر از يك ماه نباشد .
( مسأله 2516 ) اگر مرد بخواهد زن خود را كه بواسطة أصل خلقت يا
مرضى حيض نمىبيند طلاق دهد ، بايد از وقتي كه با أو نزديكى كرده تا سه ماه
از جماع با أو خوددارى نمايد وبعد أو را طلاق دهد .