نباشد ، ونتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براي آن معين شده برساند ، چنانچه
اميد نداشته باشد كه بعدا مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد ، وبه
مصرف زكات برساند ، ومىتواند مخارج بردن به آن شهر را از زكات بردارد ، واگر زكات
تلف شود ضامن نيست .
( مسأله 1984 ) اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود ، مىتواند زكات را به
شهر ديگر ببرد ، ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد واگر زكات
تلف شود ضامن است ، مگر آن كه به امر حاكم شرع برده باشد .
( مسأله 1985 ) اجرت وزن كردن وپيمانه نمودن گندم وجو وكشمش
وخرمائى را كه براي زكات مىدهد با خود أو است .
( مسأله 1986 ) كسى كه ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود نقره يا بيشتر از
بابت زكات بدهكار است بنابر احتياط مستحب كمتر از ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود
نقره به يك فقير ندهد ، ونيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم وجو بدهكار باشد
وقيمت آن به ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود نقره برسد بنابر احتياط مستحب به يك
فقير كمتر از آن ندهد .
( مسأله 1987 ) مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتى
را كه از أو گرفته به أو بفروشد ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته
بفروشد ، بعد از آن كه به قيمت رساند ، كسى كه زكات را به أو داده در خريدن آن بر
ديگران مقدم است .
( مسأله 1988 ) اگر شك كند زكاتى را كه بر أو واجب بوده داده يا نه
ومال زكاةدار موجود باشد بايد زكات را بدهد ، هر چند شك أو براي زكات سالهاى
پيش بوده باشد ، واگر عين تلف شده ، زكاتى بر أو نيست هر چند از سال حاضر
باشد .
( مسأله 1989 ) فقير نمىتواند ، زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند ، يا
چيزى را گرانتر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد ، يا زكات را از مالك بگيرد وبه أو ببخشد ولى كسى كه زكات زيادى بدهكار است وفقير شده ونمىتواند زكات را