گوسفندى كه براي زكات گذاشته بره بياورد ، مال فقير است .
( مسأله 1976 ) اگر موقعى كه زكات را كنار مىگذارد مستحقي حاضر
باشد ، بهتر است زكات را به أو بدهد ، مگر كسى را در نظر داشته باشد ، كه دادن زكات
به أو از جهتي بهتر باشد .
( مسأله 1977 ) اگر بدون اجازه حاكم شرع با مالي كه براي زكات كنار
گذاشته تجارت كند وضرر نمايد ، نبايد چيزى از زكات كم كند ، ولى اگر منفعت
كند ، بايد آن را به مستحق بدهد .
( مسأله 1978 ) اگر پيش از آن كه زكات بر أو واجب شود ، چيزى بابت
زكات به فقير بدهد ، زكات حساب نمىشود ، وبعد از آن كه زكات بر أو واجب شد ، اگر
چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته باشد ، وآن فقير هم به فقر خود باقي باشد ،
مىتواند چيزى را كه به أو داده بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1979 ) فقيرى كه مىداند زكات بر انسان واجب نشده ، اگر
چيزى بابت زكات بگيرد وپيش أو تلف شود ضامن است پس موقعى كه زكات بر
انسان واجب مىشود ، اگر آن فقير به فقر خود باقي باشد ، مىتواند عوض چيزى را
كه به أو داده بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1980 ) فقيرى كه نمىداند زكات بر انسان واجب نشده اگر
چيزى بابت زكات بگيرد ، وپيش أو تلف شود ، ضامن نيست وانسان نمىتواند عوض
آن را بابت زكات حساب كند .
( مسأله 1981 ) مستحب است زكات گاو وگوسفند وشتر را به فقيرهاى
آبرومند بدهد ودر دادن زكات ، خويشان خود را بر ديگران ، وأهل علم وكمال را بر
غير آنان وكساني كه أهل سؤال نيستند ، بر أهل سؤال مقدم بدارد ، ولى اگر
دادن زكات به فقيرى از جهت ديگرى بهتر باشد ، مستحب است زكات را به أو بدهد .
( مسأله 1982 ) بهتر است زكات را آشكار ، وصدقه مستحبى را مخفى
بدهند .
( مسأله 1983 ) اگر در شهر كسى كه مىخواهد زكات بدهد مستحقي