ماه پشت سر هم روز أول ماه ، خون ببيند ولى ماه أول روز هفتم وماه دوم روز هشتم
از خون پاك شود ، كه اين زن بايد روز أول ماه را روز أول عادت خود قرار دهد .
دوم - زنى كه از خون پاك نمىشود ولى دو ماه پشت سر هم در وقت
معين ، خون أو نشانههاى حيض را دارد ،
يعنى غليظ وسياه وگرم است وبا فشار وسوزش مىآيد - وبقيه آن نشانه
استحاضة را دارد وشماره روزهائى كه خون أو نشانه حيض دارد ، در اين دو ماه يك
اندازه نيست . مثلا در ماه أول از أول ماه تا هفتم ودر ماه دوم از أول ماه تا هشتم ،
خون أو نشانههاى حيض وبقيه نشانه استحاضة را داشته باشد ، كه اين زن هم بايد
روز أول ماه را روز أول عادت حيض خود قرار دهد .
سوم - زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين سه روز يا بيشتر ، خون
حيض ببيند بعد پاك شود ودو مرتبه خون ببيند وتمام روزهائى كه خون ديده با
روزهائى كه در وسط پاك بوده ، از ده روز بيشتر نشود ولى ماه دوم كمتر يا بيشتر از
ماه أول باشد ، مثلا در ماه أول هشت روز ودر ماه دوم نه روز باشد كه اين زن هم
بايد روز أول ماه را روز أول عادت حيض خود قرار دهد .
مسأله 494 - زنى كه عادت وقتيه دارد ، اگر در وقت عادت خود يا دو سه
روز پيش از عادت يا دو سه روز بعد از عادت ، خون ببيند بطورى كه بگويند حيض
را جلو يا عقب انداخته - اگر چه آن خون ، نشانههاى حيض را نداشته باشد - بايد
به احكامى كه براي حائض گفته شد ، عمل نمايد . واگر بعد بفهمد حيض نبوده ، مثل
آن كه پيش از سه روز پاك شود ، بايد عبادتهائى را كه بجا نياورده قضا نمايد .
مسأله 495 - زنى كه عادت وقتيه دارد ، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند
ونتواند حيض را بواسطة نشانههاى آن تشخيص دهد ، بايد شماره عادت خويشان خود
را حيض قرار دهد - چه پدرى باشد چه مادرى ، زنده باشند يا مرده - ولى در صورتي
مىتواند عادت آنان را حيض خود قرار دهد كه شماره روزهاى حيض همه آنان
يك اندازه باشد واگر شماره روزهاى حيض آنان يك اندازه نباشد - مثلا عادت
بعضي پنج روز وعادت بعضي ديگر هفت روز باشد - نمىتواند عادت آنان را