را كه انسان پيش كسى گرو گذاشته ، بدون اجازه أو نمىتواند بفروشد .
پنجم - آن كه خود جنس را بفروشد نه منفعت آن را پس اگر مثلا منفعت يك
سال خانه را بفروشد ، صحيح نيست ولى چنانچه خريدار بجاى پول ، منفعت ملك
خود را بدهد ، مثلا فرشى را از كسى بخرد وعوض آن ، منفعت يك سأله خانه خود را
به أو واگذار كند اشكال ندارد واحكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد .
مسأله 2099 - جنسي را كه در شهري به أو زن يا پيمانه معامله مىكنند ، در آن
شهر انسان بايد با وزن يا پيمانه بخرد ، ولى مىتواند همان جنس را در شهري كه با
ديدن معامله مىكنند ، با ديدن خريدارى نمايد .
مسأله 2100 - چيزى را كه با وزن خريد وفروش مىكنند با پيمانه هم
مىشود معامله كرد ، به اينطور كه اگر مثلا مىخواهد ده من گندم بفروشد ، با پيمانهاى كه
يك من گندم مىگيرد ده پيمانه بدهد .
مسأله 2101 - اگر يكى از شرطهائى كه گفته شد غير از شرط چهارم در
معامله نباشد ، معامله باطل است . ولى اگر خريدار وفروشنده راضى باشند كه در
مال يكديگر تصرف كنند ، تصرف آنها اشكال ندارد . ودر شرط چهارم اگر گرو
گيرنده معامله را امضا كند يا ملك از گرو بيرون بيايد معامله صحيح است .
مسأله 2102 - معامله چيزى كه وقف شده باطل است ، ولى اگر بطورى
خراب شود كه نتوانند استفادهاى را كه مال براي آن وقف شده از آن ببرند ، مثلا
حصير مسجد بطورى پاره شود كه نتوانند روى آن نماز بخوانند فروش آن اشكال ندارد
ودر صورتي كه ممكن باشد ، بايد پول آن را در همان مسجد به مصرفى برسانند كه به مقصود
واقف آن نزديكتر باشد .
مسأله 2103 - هر گاه بين كساني كه مال را براي آنان وقف كردهاند
بطورى اختلاف پيدا شود كه اگر مال وقف را نفروشند ، گمان آن برود كه مال يا
جانى تلف شود ، مىتوانند آن مال را بفروشند وبه مصرفى كه به مقصود واقف نزديكتر
است برسانند .
مسأله 2104 - خريد وفروش ملكي كه آن را به ديگرى اجاره دادهاند