تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
مرد هم قبول كند ، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد .
مسأله 2466 - اگر زن انسان از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد ، انسان مىتواند آن دختر را براي پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند ونيز اگر دخترى را براي پسر خود عقد كند مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد .
مسأله 2467 - اگر زنى از زنا آبستن شود ، در صورتي كه خود آن زن يا مردى كه با أو زنا كرده يا هر دوى آنان مسلمان باشند براي آن زن جايز نيست بچه‌اش را سقط كند .
مسأله 2468 - اگر كسى با زنى كه شوهر ندارد ودر عده كسى هم نيست زنا كند ، چنانچه بعد أو را عقد كند وبچه‌اى از آنان پيدا شود ، در صورتي كه ندانند از نطفه حلال است يا حرام ، آن بچه حلال زاده است .
مسأله 2469 - اگر مرد نداند كه زن در عده است وبا أو ازدواج كند ، چنانچه زن هم نداند وبچه‌اى از آنان به دنيا آيد ، در صورتي كه شرايط الحاق نسبت را ( كه در جاى خود مذكور است ) دارا باشد ، حلال زاده است وشرعا فرزند هر دو مىباشد ولى اگر زن مىدانسته كه در عده است ونكاح در عده هم حرام است شرعا بچه ، فرزند پدر است ، ودر هر دو صورت عقد آنان باطل است وبه يكديگر حرام ابدى مىباشند .
مسأله 2470 - اگر زن بگويد يائسه‌ام 1 نبايد حرف أو را قبول كرد ، ولى اگر بگويد شوهر ندارم حرف أو قبول مىشود .
مسأله 2471 - اگر بعد از آن كه انسان با زنى ازدواج كرد ، كسى بگويد آن زن شوهر داشته وزن بگويد نداشتم ، چنانچه شرعا ثابت نشود كه زن شوهر داشته ، بايد حرف زن را قبول كرد .
مسأله 2472 - پدر نمىتواند تا دو سال دختر يا پسر تمام نشده أو را از مادرش
هامش
1 - معناى يائسه در مسأله 2462 در صفحه گذشته گفته شد .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 453 | الشيخ محمد علي الأراكي