تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
شود مقدارى كه اضافه شده وكمتر از 21 مثقال است زكات ندارد . بنابر اين اگر انسان چهل يك هر چه طلا ونقره دارد بدهد ، زكاتى را كه بر أو واجب بوده داده وگاهى هم بيشتر از مقدار واجب داده است مثلا كسى كه 110 مثقال نقره دارد ، اگر چهل يك آن را بدهد ، زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده داده ومقدارى هم براي 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است .
مسأله 1927 - زكات طلا ونقره در صورتي واجب مىشود كه آن را سكه زده باشند ومعامله با آن رواج باشد واگر سكه آن از بين هم رفته باشد بايد زكات آن را بدهند .
مسأله 1928 - طلا ونقره سكه دارى كه زنها براي زينت به كار مىبرند ، اگر رواج معامله داشته باشد زكات دارد واگر نه ، زكات ندارد .
مسأله 1929 - كسى كه طلا ونقره دارد ، اگر هيچ كدام آنها به اندازه نصاب أول نباشد مثلا 104 مثقال نقره و 14 مثقال طلا داشته باشد ، زكات بر أو واجب نيست .
مسأله 1930 - چنان كه سابقا گفته شد زكات طلا ونقره در صورتي واجب مىشود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد واگر در بين يازده ماه ، طلا ونقره أو از نصاب أول كمتر شود ، زكات بر أو واجب نيست .
مسأله 1931 - اگر در بين يازده ماه طلا ونقره‌اى را كه دارد با طلا يا نقره يا چيز ديگر عوض نمايد يا آنها را آب كند ، زكات بر أو واجب نيست . ولى اگر براي فرار از دادن زكات اين كارها را بكند ، احتياط مستحب آن است كه زكات را بدهد .
مسأله 1932 - اگر در ماه دوازدهم پول طلا ونقره را آب كند ، بايد زكات آنها را بدهد ، وچنانچه بواسطة آب كردن ، قيمت آنها كم شود ، بايد زكاتى را كه پيش از آب كردن بر أو واجب بوده بدهد .
مسأله 1933 - اگر طلا ونقره‌اى كه دارد خوب وبد داشته باشد ، مىتواند