تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
أول : آن كه ميت در زمين غصبى دفن شده باشد ومالك زمين راضى نشود كه آن جا بماند . دوم : آن كه كفن يا چيز ديگرى كه با ميت دفن شده غصبى باشد وصاحب آن راضى نشود كه در قبر بماند ، وهمچنين است اگر چيزى از مال خود ميت كه به ورثه أو رسيده با أو دفن شده باشد وورثه أو راضى نشوند كه آن چيز در قبر بماند ، ولى اگر وصيت كرده باشد كه دعا يا قرآن يا انگشترى را با أو دفن كنند در صورتي كه وصيتش بيشتر از يك سوم مال أو نباشد ، براي بيرون آوردن اينها نمىتوانند قبر را بشكافند . سوم : آن كه ميت بىغسل يا بىكفن دفن شده باشد ، يا بفهمند غسلش باطل بوده ، يا به غير دستور شرع كفن شده يا در قبر أو را رو به قبله نگذاشته‌اند . در تمام اين موارد ، در صورتي شكافتن قبر جايز است كه موجب هتك احترام ميت نشود . چهارم : آن كه براي ثابت شدن حقي بخواهند بدن ميت را ببينند . پنجم : آن كه ميت را در جايى كه بىاحترامى به أو است مثل قبرستان كفار يا جايى كه كثافت وخاكروبه مىريزند دفن كرده باشند . ششم : آن كه براي يك مطلب شرعي كه اهميت آن از شكافتن قبر بيشتر است ، قبر را بشكافند مثلا بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله‌اى كه دفنش كرده‌اند بيرون آورند . هفتم : آن كه بترسند درنده‌اى بدن ميت را پاره كند ، يا سيل أو را ببرد يا دشمن بيرون آورد . هشتم : آن كه قسمتى از بدن ميت را كه با أو دفن نشده بخواهند دفن كنند ولى بايد آن قسمت از بدن را طورى در قبر بگذارند كه بدن ميت ديده نشود .