( 6 ) عدول از مجتهد زنده به مجتهد ديگر ، در صورت تساوى دو مجتهد در
اعلميت ، در جميع مسائل يا در بعض مسائل كه ارتباطي با هم ندارند ، جايز است ،
ولى أحوط ترك عدول است مگر به اعلم ، وحكم اورعيت نيز مانند اعلميت است .
( 7 ) به دست آوردن فتوا ( يعنى دستور مجتهد ) چهار راه دارد :
1 - شنيدن از خود مجتهد .
2 - شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند .
3 - شنيدن از كسى كه مورد اطمينان وراستگوست ، اگر اطمينان به كلام أو دارد ،
بنا بر أحوط .
4 - ديدن در رساله مجتهد ، در صورتي كه به درستى آن رساله اطمينان داشته
باشد ، بنا بر أحوط .
( 8 ) تا انسان يقين نكند كه فتواى مجتهد عوض شده است ، مىتواند به
آنچه در رساله نوشته شده عمل نمايد . واگر احتمال دهد كه فتواى أو عوض شده ،
جستجو لازم نيست ، ولى اگر بعدا معلوم شود كه فتوايش عوض شده بود ، بايد
نسبت به گذشته ، به وظيفة عمل نمايد .
( 9 ) اگر مجتهد اعلم در مسأله اى فتوا دهد ، مقلد آن مجتهد ( يعنى كسى كه
از أو تقليد مىكند ) نمىتواند در آن مسأله به فتواى مجتهد ديگر عمل كند ، در
صورتي كه به فتواى آن مجتهد عمل كرده باشد وعدول از أو هم جايز نباشد . ولى
اگر فتوا ندهد وبفرمايد : احتياط آن است كه فلان طور عمل شود ، مثلا بفرمايد :
" احتياط آن است كه در ركعت سوم وچهارم نماز سه مرتبه تسبيحات أربعة ( يعنى
" سبحان الله والحمد لله ولا إله الا الله والله أكبر " بگويند ) مقلد بايد يا به اين احتياط
- كه احتياط واجبش مىگويند - عمل كند وسه مرتبه بگويد ويا بنا بر احتياط واجب
به فتواى مجتهدي كه علم أو از مجتهد اعلم كمتر واز مجتهدهاى ديگر بيشتر ويا
مساوى است - با احراز ساير شرايط تقليد - عمل نمايد ، پس اگر أو يك مرتبه گفتن را
كافى بداند ، مىتواند يك مرتبه بگويد . وهم چنين است اگر مجتهد اعلم بفرمايد :
" مسأله محل تأمل يا محل اشكال است " .