تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
( 1940 ) نگاه كردن مرد به بدن مرد ديگر با قصد لذت وهم چنين نگاه كردن زن به بدن زن ديگر با قصد لذت ، حرام است ، ولى بدون قصد لذت جايز است .
( 1941 ) اگر مرد براي معالجه زن نامحرم ويا زن براي معالجه مرد نامحرم ناچار شود كه أو را نگاه كند ودست به بدن أو بزند ، اشكال ندارد ، ولى اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن أو بزند ، واگر با دست زدن بتواند معالجه كند نبايد نگاه كند .
( 1942 ) اگر انسان براي معالجه كسى ناچار شود كه به عورت أو نگاه كند اشكال ندارد .
( 1943 ) نگاه كردن ودست زدن به بدن پيرزن وبچه غير مميز كه خوب وبد را نمىفهمد ، بدون قصد لذت ، جايز است .
( 1944 ) نگاه كردن مرد به صورت زنى كه مىخواهد با أو ازدواج كند جايز است به شرط آن كه بداند كه مانع شرعي از ازدواج با أو نيست واحتمال هم بدهد كه زن ازدواج را قبول مىكند واحتمال بدهد كه با اين نگاه كردن اطلاع تازه اى پيدا مىكند . وبا اين شرايط ، نگاه كردن فقط براي اين مرد جايز است ، اگر چه چند مرتبه باشد ، بلكه چنين نگاه كردنى براي جلوگيرى از نزاع بعد از عقد ، مستحب نيز هست واجازه زن هم در آن لازم نيست ، وبنا بر اظهر نگاه كردن به مو ومحاسن ديگر آن زن هم با همين شرايط جايز است . ووجهي دارد كه زن هم بتواند به مردى كه مىخواهد با أو ازدواج كند با شرايطى كه گفته شد نگاه كند .
مسائل متفرقة ازدواج ( 1945 ) اگر مرد در عقد شرط كند كه زن باكره باشد وبعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده ، بنابر اظهر ، مىتواند عقد را به هم بزند ، ولى اگر به گمان باكره بودن با زنى ازدواج كرد وبعدا معلوم شود كه باكره نيست ، اختيار فسخ ندارد ، مگر در صورتي كه تدليسى در كار باشد .
( 1946 ) مسلمانى كه منكر خدا يا پيغمبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) شود ، يا حكم ضروري دين