( مسأله 1789 ) : اگر به دستور حاكم شرع خمس را به شهر ديگرى ببرد ، واز
بين برود ، چنانچه در نگهداريش كوتاهى نكرده ، لازم نيست دوباره خمس بدهد .
وهم چنين است اگر به كسى بدهد كه از طرف حاكم شرع وكيل بوده كه خمس را
بگيرد واز آن شهر به شهر ديگر ببرد ، هر چند در هر دو صورت احتياط مستحب
آن است كه دوباره بدهد .
( مسأله 1790 ) : جايز نيست جنسي را بيش از قيمت واقعي حساب نموده
وبابت خمس بدهد ، ودر مسأله ( 1729 ) گذشت كه تبديل چيزى كه خمس در آن
واجب شده به غير از پول در صورتي جايز است كه مصلحت صاحبان خمس وبا
اذن حاكم شرع باشد .
( مسأله 1791 ) : كسى كه از مستحق طلبكار است ومى خواهد طلب خود را
بابت خمس حساب كند ، بنابر احتياط واجب از حاكم شرع اذن بگيرد يا خمس را
به أو بدهد سپس مستحق بابت بدهى خود به أو برگرداند ، ومى تواند از مستحق
وكالت گرفته وخود از طرف أو قبض كرده وبابت طلبش دريافت كند .
( مسأله 1792 ) : مستحق نمىتواند خمس را بگيرد وبه مالك ببخشد ، ولى
كسى كه مقدار زيادى خمس بدهكار است وفقير شده واميد تمكن ندارد
ومىخواهد مديون أهل خمس نباشد ، اگر مستحق راضى شود كه خمس را از أو
بگيرد وبه أو ببخشد چنانچه خمس به مقدارى باشد كه شأن آن فقير بخشيدن آن
است ، اشكال ندارد .
مسائلى از فقه شيعه ( فارسي ) — صفحة 318
مساهمون: السيد محمد علي الأبطحي
ص٣١٨