و بزرگان از او خواستگارى كردند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنان را رد كرده فرمود : امر او به دست خداوند است . ولى تا كنون على از او خواستگارى نكرده ، اسمى از او نبرده است . به نظر من چيزى جز تنگدستى مانع از اين كار نيست و به دلم افتاده كه خدا و رسول ، زهرا را براى على نگه داشتهاند . . . . « 1 »
( 1 ) 2 - حافظ همدانى از حضرت امام حسين عليه السّلام روايت كرده است : روزى حضرت رسول در خانهء امّ سلمه بود . فرشتهاى كه . . . با لغات گوناگون و مختلف كه به يكديگر شباهتى نداشت ، مشغول تسبيح و تقديس خداوند بود ، بر آن حضرت نازل شد .
حضرت گمان كرد كه او جبرائيل است . خطاب به او فرمود : هيچگاه در چنين صورتى بر من نازل نشده بودى ! گفت : من جبرائيل نيستم ، بلكه صرصاييل مىباشم .
خداوند مرا به سوى تو فرستاده تا نور را با نور تزويج كنى . حضرت پرسيد : چه كسى را با چه كسى ؟ گفت : دخترت فاطمه را با علىّ بن ابى طالب . بنابراين ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فاطمه را در حضور جبرائيل و ميكائيل و صرصاييل به عقد على درآورد .
حضرت گويد : در اين هنگام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ميان شانههاى صرصاييل نگريست ، ديد نوشته شده است : لا إله الا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ بن ابى طالب مقيم الحجّة . فرمود : اى صرصاييل ! چند وقت است كه اين جمله بين شانههاى تو نوشته شده است ؟ گفت : دوازده هزار سال پيش از آنكه خداوند متعال دنيا را بيافريند . « 2 »
( 2 ) 3 - در حديث خبّاب بن ارت چنين آمده است : خداوند متعال به جبرئيل دستور داد كه ، نور را با نور تزويج كند . ولايت اين ازدواج با خداوند بود و خطبه خوان جبرائيل ، نداكننده ميكائيل ، دعوتكننده اسرافيل ، پخش كنندهء نقل و شيرينى عزرائيل و شاهدان ، فرشتگان آسمانها و زمين . سپس خداوند متعال دستور داد كه درخت طوبى ميوههاى خود را بريزد . درخت طوبى درّ سفيد ، ياقوت سرخ ، زبرجد
هامش
( 1 ) الروض الفائق ، ص 256 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 43 ص 123 .