ديگر افراد بنى هاشم نمود و آنان نيز بر فضيلت و شرافت و نزديكى او به رسول خدا اعتماد كرده مطالبهء حق را به او واگذاشتند ، زيرا ملاحظه نمودند كه زنان در بعضى موارد بهتر از مردان مىتوانند از حقوق خود دفاع كنند ، و معلوم بود كه اگر زهرا بتواند حقّ خويش را بازستاند ، حقوق بنى هاشم نيز گرفته خواهد شد .
سوم : حضرت زهرا با اصرار و پافشارى نسبت به فدك هدفش آن بود كه زمينه را براى شوهرش در مطالبهء حقّ پايمالشدهاش آماده سازد و در واقع فدك و خلافت با يكديگر همراه و در يك مسير قرار گرفته بود ، چنان كه بعدها كلمهء « فدك » عنوان بزرگترى پيدا كرد كه منحصر به يك سرزمين مزروعى كه در زمان رسول خدا محدود و معيّن بود نمىشد ، بلكه موضوع فدك همپاى خلافت و تمام دفترچه و پروندهء اسلام شد .
دليل بر اين مطلب آنكه ائمّه عليهم السّلام به هنگام تحديد و تعيين مرزهاى فدك آن را منحصر به آن روستا و مزرعه نكرده بلكه مثلا امير المؤمنين على عليه السّلام آن را در زمان خود به اين عبارت تحديد فرمود : يك مرز فدك كوه احد است و مرز ديگرش عريش مصر ، حدّ ديگر كنارهء دريا و مرز ديگر دومة الجندل « 1 » كه اينها حدود تقريبى جهان اسلام در آن دوران بود .
امّا حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام پس از آنكه هارون الرشيد اصرار كرد كه فدك را از او بپذيرد ، حضرت فرمود : من آن را از تو نمىگيرم مگر با تمام حدود و مرزهايش . هارون الرشيد پرسيد ، حدودش چيست ؟ فرمود : حدّ اوّل عدن ، حدّ دوم سمرقند ، حدّ سوم افريقيّه ، حدّ چهارم كنارهء دريا از خزر تا ارمنيّه .
هارون عرض كرد : ديگر چيزى براى ما باقى نماند ، جاى مرا تغيير دادى . « 2 » يعنى تو تمام پرونده حكومت اسلامى را در دوران بنى عبّاس از ما گرفتى .
حضرت فرمود : من به تو گفتم كه اگر حدودش را مشخّص سازم تو پس نخواهى داد .
هامش
( 1 ) طريحى ، مجمع البحرين ، ذيل كلمه « فدك » .
( 2 ) امين ، سيد محسن ، اعيان الشيعة ، بخش سوم از جزء 4 ص 47 به نقل از ربيع الابرار زمخشرى .